RelievedOpportunity3 4일 전
روستامون دیگه خیلی قدیمیه شکران دره طویله های ننه بزرگ بابام موقع رفتن شیر و .. داستاناشو گرفتن یه. رفیقم داشت همسایه شهرمون میگفت همساده کون منو انگول کرد یارو بهرام دامدار میگم نه بهرام اینجوری نیس میگه نه نگو خانوم رفته طویله های قدیمی سرفه زده خارشک کون داشته همسایه ازادشهر و رفیق روستامون نگو شکاربانان روستا ۲ نفر دیدندش اشاره کردن کونش بزارن کثلوم تنگه اجازه نداده منم اعصاب کیری رفتم شیر بگیرم گفتم کلثوم سیه کون تنگ برو اوردم شیرتو میگه بیا رفتم همون طویله قدیمی دیدم جااان نیمه لخته
리플
RelievedOpportunity3 4일 전
بقول خودش بریم روستاتون قشلاق چشمه ساران اون خونه قدیمیا بریم گفتم بریم ولی بدون شوخی و رودربایسی پسراتم ۵۰ سالشون باشه کیر ممد چوپون میندازم صندوقت گفت من ناز نازی نیستم
리플